أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

293

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

پدرش - ملك عادل - و خود وى را نصب كنند . نزديك بود با امير قافلهء عراق درگير شوند ، اما امير عراقى دريافت كه تاب مقاومت ندارد . درست پيش از غروب روز عرفه ، مسعود از ترس آن كه خود را در معرض خشم عباسيان قرار دهد ، اجازهء نصب رايت عباسيان را هم داد . « 1 » مسعود مدتى بعد از حج را هم در مكه سپرى كرد . سپس به يمن بازگشت و يكى از فرماندهان خود با نام عمر بن على بن رسول را همراه با سيصد نفر از سربازانش در مكه گماشت و سرپرستى برخى از امور باديه را هم به راجح سپرد . شگفت آن‌كه كارهاى سختگيرانهء مسعوداز مكه ، از سوى ديگر سبب محدود شدن فساد ، پراكندگى و اتحاد غارتگران و تهديدكنندگان مكه شد و رشتهء كارشان را قطع كرد . به دنبال آن امنيت در باديه‌ها گسترش يافته ، سبب افزايش ارزاق و آرامش و دوستى شد . مسعود ورود حجاج را به داخل كعبه آسان كرده ، دستور داد تا در طول ايام حج ، شب و روز در آن باز باشد . همچنين به بنى شيبه متوليان كعبه ، در عوض پولى كه بابت بسته نگاه داشتن و باز كردن در كعبه مىگرفتند ، پولى داد . محدوديت باز و بسته بودن در كعبه سبب مىشد كه مردم در معرض ضرب و جرح و حتى مرگ قرار گيرند . بعد از رفتن ملك مسعود ، باز بنىشيبه به همان روش گذشته برگشتند . ملك مسعود يك قبّهء آهنى روى مقام ابراهيم ساخت كه تاكنون باقى مانده است . پيش از آن ، قبّهء روى مقام ثابت نبود و وقتى ازدحام زياد مىشد آن را به داخل كعبه يا كنار يكى از زواياى مسجد مىبردند . « 2 » وقتى اخبار ملك مسعود به عباسيان عراق رسيد ، آنان خشمگين شده ، خليفه نامه‌اى به حاكم مصر ، كامل ايوبى - پدر مسعود - نوشته او را به خاطر رفتار فرزندش سرزنش كرد . ايوبى هم نامه‌اى سرزنش‌آميز به فرزندش نوشت ، اما اين نامه ، چيزى را تغيير نداد . نايب او همچنان در مكه مانده ، به اسم او و پدرش در مصر خطبه خواند ، بدون آن كه از

--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 235 . ( 2 ) . همان .